تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيدجواد حسينى خواه

26

قاعده فراغ وتجاوز (فارسى)

عقلا بعد از اتمام عملش مىگويند فعل او محكوم به صحّت است ، يك اصل تعبّدى عقلايى است و يا اين كه تعبّدى نيست و داراى ملاك است ؟ قول به اين كه سيره‌ى عقلا در بحث قاعده‌ى فراغ و تجاوز يك اصل تعبّدى است ، بسيار مشكل بوده و حتّى مىتوان گفت : عقلا هيچ اصل تعبّدى ندارند و تمام اصول و سيره‌هاى عقلائيه بر اساس ملاك است . بر اين اساس ، بايد بررسى كنيم ملاك سيره‌ى عقلائيه در مانحن فيه چيست ؟ در جواب اين سؤال گفته مىشود : ملاك و بازگشت سيره‌ى عقلا در اين بحث ، « اصالة عدم الغفلة » است ؛ بدين بيان كه عقلا در مورد شخصى كه قصد داشته عمل و تكليفش را به طور صحيح انجام دهد ، لكن شكّ مىكند كه در حين عمل ، غافل بوده است يا نه ؟ اصل عدم الغفلة را جارى مىكنند . از اين رو ، بايد تمام بررسى و تحقيق در اين باشد كه عقلا اصل عدم غفلت را در چه مواردى اجرا مىكنند ؟ آيا محدود به موارد خاصّى است يا خير ؟ و به عبارت ديگر ، در مورد اين اصل ، دو سؤال اساسى وجود دارد : سؤال اوّل : آيا اصل عدم غفلت در خصوص اقوال و گفتار مانند خبر و شهادت جريان داشته و در افعال خارجى جريان ندارد ؟ پاسخ : برخى « 1 » بر اين عقيده‌اند كه مورد اصالة عدم الغفلة ، باب اخبار و شهادت است ؛ به اين ملاك كه انسان عاقل متوجّه قرائن و خصوصيات موجود در حادثه و يا كلام است . به همين سبب ، در هنگام شهادت شاهد ، يا نقل قول يك حادثه و يا نقل يك روايت ، اصل عدم غفلت جارى مىشود . در اين صورت ، اصالة عدم الغفلة يك اصل عقلائى لفظى مىشود و بنابراين ، در حيطه اعمال جارى نمىشود .

--> ( 1 ) - ر . ك : سيّد محمود هاشمى ، قاعدة الفراغ و التجاوز ، صص 30 و 31 .